بستن راه های خروجی عشق

عشق

 

عشق مایه ی حیات و نیرومندترین نیرو در زندگی است که به نوعی در تمامی موجودات هستی وجود دارد.در عین حالی که عشق اختیاری نیست اما مفهمی عام دارد که شامل عشق به وطن، عشق پدر و مادر به فرزند، عشق به همسر و غیره می شود. وجه اشتراک تمام عشق ها این است که خوشبختی عاشق با خوشبختی محبوب گره می خورد. هر وقت خوشبختی ما تحت تاثیر خوشبختی دیگری قرار بگیرد و یا هر اتفاق خوب و بدی که برای دیگری پیش بیاید تا حدی ما را هم تحت تاثیر قرار هد باید دانست که بین ما و «او» عشق وجود دارد. عشق درونی ترین نیروی برانگیزاننده است که ریشه ی الهی و معنوی دارد.

ملاصدرا معتقد است عشق امری اتفاقی، کمیاب، گزاف و مصنوعی نیست بلکه امری راسخ ، شایع و رایج است، پس عشق از سوی خدا و دارای برکات است، بایستی قدر و منزلتش را شناخت و حرمت آن را نگاه داشت و آن را به آلودگی ها نیالود.

 

نردبام عشق:

سقراط برای عشق مراتبی قائل است که به آن «نردبام عشق» گویند.

عشق به جمال: نازل ترین مرتبه ی عشق است. همانند عشق به یک فرد خاص به خاطر زیبایی های ظاهری او، اما چون زیبایی های ظاهری ناپایدار است، این نوع عشق ها نیز پایدار نمی ماند.

عشق به کمال: عشق به زیبایی های باطنی، یعنی فضائل و مکارم اخلاقی و عقلی است. این فضائل البته از زیبایی های ظاهری پایدارتر است اما آن ها هم دیر یا زود رنگ نیستی می پذیرند.

عشق حقیقی: عشق به زیبایی یا «خیر مطلق» است عالی ترین مرتبه ی عشق است.این نگرش و تلقی سقراطی را ما در فرهنگ دینی مان عشق الهی می گوئیم.

اما خواستگاه عشق واقعی خانواده است. بین همسران و بین والدین و فرزندان.عشقی همراه با درک متقابل و همچنین گذشت در مواقع لازم . فرزندان عشق واقعی را در چنین کانونی می آموزند و شکوفا می شوند....

عشق همانند بذری است که با ازدواج کاشته می شود، اگر بعد از ازدواج مراقبت از آن فراموش شود در دل زمین از بین می رود و شکوفا نمی شود. باید سعی کنیم عشق را همیشه سبز و شاداب در زندگی حفظ نماییم.

انسان، عشق، خانواده:

اگر امروز با افزایش آمار طلاق و خودکشی مواجه ایم باید بدانیم که طلاق نشانه ی عدم تفاهم  و آن نیز نشانه عدم عشق است.خودکشی هم نشانه عدم وجود عشق و امید در زندگی است. عشق موجب درک بهتر موقعیت اعضای خانواده نسبت به یکدیگر و مایه ی تحکیم خانواده می باشد. والد عاشق ابتدا باید خودش را سپس همسر و بعد فرزندانش را دوست بدارد.

محور عشق در خانواده عشق همسران نسبت به یکدیگر است که در بدو زندگی مشترک وجود داشته است. چون همه ی ازدواج ها با عشق شروع می شود ولی در بعضی خانواده ها به دلیل عدم توجه، به مرور زمان کم رنگ می شود و به جایی می رسد که بسیاری از آن ها هنگام مراجعه به «مشاور خانواده» می گویند: «به خاطر فرزندان زندگی را تحمل می کنیم.»

والد عاشق ابتدا باید خودش را سپس همسر و بعد فرزندانش را دوست بدارد.

بعضی از تکنیک های احیای عشق:

1- تجدید خاطره ی روزهای خوش: یقیناً هر زوجی حتی آن هایی هم که به طلاق و جدایی فکر می کنند روزهای خوش و با معنایی را با هم داشته اند که اینک به دست فراموش سپرده اند. توصیه می شود خاطره آن روزهای خوش را تجدید نمایند. برای مثال سالگرد ازدواج ،سالگرد تولد فرزندان و یا رفتن به محل و موقعیت هایی که در دوران نامزدی و یا دیگر دوران زندگی از آن ها خاطره ی خوشی در ذهن دارند.

2- روزهای مراقبت و توجه: خوب است همسران حتی بعد از تولد فرزندان در طول سال، روزهایی را صرفاً به خود و با هم بودن خود اختصاص دهند که فارغ از خانه و دیگر اعضای خانواده باشند؛ مثلا مسافرت کوتاه مدتی را برای خود تدارک ببینند، یقیناً بر ارتباط عاطفی و عاشقانه ی آن ها و خانواده خواهد افزود.

3- بستن راه های خروج عشق: همسران به ویژه مردان آگاه باشند که مبادا کارها و رفتارهای ناخواسته ی آن ها موجب فرار عشق از خانه و خانواده  شود. مثلاً با نیاوردن کارهای اداری به خانه، بیرون نرفتن با رفقا در روزهای تعطیل، عدم  تماشای مدام تلویزیون در خانه، پرهیز از تماس های تلفنی کاری مکرر در خانه می توان راه های خروج عشق را بست.

عشق

 

4- هدیه های غیرمنتظره: پیشنهاده می شود همسران همواره یک لیست تعجب از همدیگر تهیه و همراه داشته باشند، به تعبیری چه کارهایی اگر از آن ها سر بزند موجب تعجب و ایجاد احساس خوشایند در همسرشان می شود. بعد به مرور و در مناسبت های مختلف و با توجه به آن لیست تعجب، هدیه های غیرمنتظره را برای آن ها فراهم و اجرا نمایند.

نیازی به تشریفات نیست اما باید خلاق بود.

 

 

فرزندان را از کودکی به نحوی آموزش دهیم که ضمن برخورداری از آرمان های مطلوب ، « واقع گرا » هم باشند تا از دوره ی رؤیایی اول ازدواج به خوبی لذت ببرند و هم در دوره های بعدی با حس مسئولیت پذیری از عهده های مشکلات به خوبی برآیند.

واما آمادگی فرزندان برای عشق مناسب :

یکی از مسائل جامعه و خانواده های امروز وجود عشق های پرشور و احساسی در بین دختر و پسرهای جوان است که آمارها نیز نشان از گسترش روز افزون آن دارد که این خود از سویی موجب تشدید اختلاف نسل ها و به هم ریختن ارتباط بین والدین جوان شده و از سوی دیگر موجب شکل گیری ازدواج های احساسی با عمری کوتاه گردیده است. برای پیشگیری از این نابهنجاری ها موارد زیر توصیه می شود:

1- نهاد خانواده را به کانونی گرم، سرشار از محبت و تکریم که از عناصر اصلی عشق هستند ، تبدیل کنیم تا فرزندان برای رفع گرسنگی عاطفی خود در خارج از خانواده جذب محبت های دروغین و ظاهری نشوند.

2- والدین از نظر اخلاقی هنجارهای جنسیت و جنسیتی را در جنبه های گوناگون رعایت کنند.

3- از زمان کودکی فرزندان با مدیریت صحیح، برنامه های رسانه ای خارج از عرف را در خانه کنترل نماییم.

4- فرزندان خود را با محیط های ورزشی، تفریحی سالم و مکان های مذهبی آشنا کنیم تا بتوانند زمان بیشتری از اوقات فراغت خود را در آن جا بگذرانند.

5- در تربیت فرزندان حس مسئولیت پذیری را در آن ها تقویت کنیم به طوری که همسرپروری جایگزین فرزندپروری شود یعنی دختر یا پسر خود را طوری تربیت کنیم که همسر خوبی برای زوجش در آینده بشود.

6- والدین هنگام ازدواج فرزندان علاوه بر موقعیت اجتماعی طرف مقابل موازین اخلاقی و معنوی او را بیشتر لحاظ نمایند.

7- معمولاً آغاز هر ازدواجی با دوره ی آرمانی و رؤیایی شروع می شود ولی این دوره بعد از مدتی بالاخره تمام شدنی است و بعد از آن است که روحیات حقیقی و سطح انتظارات آن ها از هم آشکار می شود و آن هنگام است که اولین مسئله ی زندگی شروع می شود. پس فرزندان را از کودکی به نحوی آموزش دهیم که ضمن برخورداری از آرمان های مطلوب ، « واقع گرا » هم باشند تا از دوره ی رؤیایی اول ازدواج به خوبی لذت ببرند و هم در دوره های بعدی با حس مسئولیت پذیری از عهده های مشکلات به خوبی برآیند.

8- باید بدانیم اگر فرزند جوانِ ما درگیر عشق نابهنجار شد به طوری که با معیارها و ارزش های صحیح سازگاری نداشت، سرزنش، مقابله و انکارِ عشق او نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک است. بهتر است مسئله را مدیریت کرده و به صورت غیرمستقیم (نه نیش و کنایه) او را کمک کنیم تا با واقعیت ها بیشتر آشنا شود تا تصمیم بهتری بگیرد.

9- از آن جایی که اغلب جوانان در دوستی با افراد ناآشنا و غریبه و در محیط های عمومی گرفتار عشق نابهنجار می شوند ، پیشنهاد می شود والدین ، خود با جست و جو در بین دوستان، آشنایان، همسایگان، اقوام و همکاران موارد مناسب را تشخیص داده و ضمن معاشرت، به صورت غیرمستقیم بستر آشنایی بیشتر آن ها را با همدیگر فراهم آورند.

10- اگر فرزندمان قصد ازدواج با فردی را دارد که شناختی از او نداریم، توصیه می شود ضمن آن که خود به دنبال کسب اطلاعات و شناخت از خانواده او هستیم، آن ها را به یک مرکز راهنمایی و مشاوره خانواده ارجاع دهیم تا توسط مشاور متخصص همگنی آن ها از نظر اعتقادی، ارزشی، اقتصادی، اجتماعی و شخصیتی مورد بررسی بیشتر قرار گرفته و از توصیه های لازم بهره مند شوند